محمد معصوم البكري ( نامى )
188
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
دران ايام كه ميرزا مفلوج شده بود اكثر اوقات كاخ دماغ را بحرارة شراب گرم مىداشت و مست « 1 » مىبود . خاصه خيلان وقت يافته زبان به خباثت « 2 » و سعايت كشودند كه ارغونيه حرام نمكى ( f . 140 b ) كرده جمعى از خاصه خيلان را كه سرمايهء عمر و حيات را صرف لوازم خدمتگارى كرده بودند بى جرم و جنايت بقتل رسانيدهاند . براى ضبط و ربط امور سلطنة و رعايت مراسم سياست امر فرمايند تا چندى از حرام نمكان را بقصاص رسانند . بالفعل احمد ولى كه خمير مايهء فتنه و فساد است در اردو حاضر است بقيد حبس بايد درآورد ، و در اجابت اين مسئول الحاح و زارى بسيار كردند . ميرزا شاه حسن احمد ولى را مقيد ساخته مصحوب مستى ساربان بقلعهء سيوستان فرستاد ، و على حسين ارغون را كه خويش احمد ولى بود بقتل رسانيده سر او را بر نيزه كرده گرد اردو گردانيدند . به رسيدن اين خبر بغى و عناد ارغونيه يكى در ده شد . چون ميرزا شاه حسن جرأت ارغونيه در وادئ عصيان و طغيان مشاهده نمود ، فرمان ايالت بهكر را بنام سلطان محمود خان صادر فرمود ، و در باب كشتن ارغون و ترخان بهكر نيز حكم فرمود . سلطان محمود خان فرامين مذكوره را نزد والدهء خود برده صورت واقعه باز نمود . والدهاش گفت كه حكومت بهكر مبارك باشد ، اما زنهار در قتل اين مردم ( f . 141 a ) تعجيل مكن ، و اين مردم را مقيد و محبوس ساخته بنزد ميرزا برسان ، و هر چه راى شريف ميرزا شاه حسن اقتضا كند به عمل خواهند آورد . سلطان محمود خان مير جانى ترخان و احمد ترخان و حمزه بيگ و مراد حسين بيگ لار را مع جمعى كه در بهكر بودند مقيد و محبوس ساخته با خود برد ؛ و يادگار محمد كوتوال را كه باعث مخالفت مير شاه محمود بود بقتل رسانيد ؛ و اولاد قاضى قاضن و هر كس كه
--> ( 1 ) ح م زياد دارد : لا يعقل ( 2 ) ح : خباثت ؛ م : خيانت